خرید بک لینک
پدران و مادرانِ ما به ما یاد ندادهاند چگونه عشق بورزیم؛ حتی عشقورزیدن را ندیدهایم. اما این تنها یک سوی قصه است. سوی دیگر این است که ما از یکدیگر بسیار میترسیم. پس به جای تمرینِ عشقورزیدن در مرابطه، برای یادگرفتناش به سراغِ منابعِ ناقصِ دیگر میرویم؛ از همه ناقصتر، هنر. این میشود که یا در رابطههایمان عشق نمیورزیم، یا از ترس، نابودش میکنیم. 21 مهر 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 5:09

کاش دریا بودم. کاش دریا بودم. پشتت به من و دنیا ست. رویت به دریا. آن هم چه رویی! گشاده! انگار بالهایت را باز کردهای برای پرواز. یا دستها را باز کردهای برای آغوش. یا خودت را آمادۀ پرتاب کردهای. هر کدام که باشد، کاش دریا بودم من. هیچ فکر نمیکردم روزی بیاید که حسرت بخورم از این که دریا نیستم! میدانستی حسرت و حسادت خواهرانِ همتای هم اند؟ من همیشه به چیزهای بزرگتر از خودم حسادت کردهام؛ پس موج زده، خُرد ام کرده شکستههایم را جمع کن! 22 مهر 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 5:09

1. با تیشۀ عشق سنگِ قبری تراشیدم و بر آن حک کردم او زنده است و نمیمیرد 2. یک نخ سیگارِ سبز مثلِ هدیهای از جانان که جز خاطرهای منتشر در جهان چیزی از آن نمیماند 3. مردّد ام بیآنکه سرعتِ گامهایم کم شود هفتۀ سوم مهر

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:03

درد و فقر و شکست و مرگ، مایۀ تعالی نیستند. تعالی سرچشمه ندارد. رود نیست. تعالی پشتِ پرده ست. به بادِ فیضِ خدا نیاز دارد تا پدیدار شود. - کجا باد همیشه میوزد؟ - در دلهای شکسته. 5 مهر 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 9:12

در بوسهای ندانسته روحم به دهانِ او چکید ای سیبهای ناتمام اگر شما را برسانم روحِ مرا پس میدهید؟ 30 شهریور 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:52

دیوانگی خیلی هم دور نیست: به خودت میآیی، میبینی نشستهای سرِ مانیتور داد میزنی. تازه این، ظلم هم هست؛ مانیتور چه گناهی کرده؟ 13 مهر 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:52

1. آنقدر منتظرِ تو ام که دیدارِ دیگران شادم میکند 2. نیستی و کلمات بهانهات را میگیرند 3. از بوتۀ گل که میگذشتم خار به دستم نشست حالا زخمِ کوچکی بر دستم است به اندازۀ سرِ سوزنی و میسوزد شاید جای خالیِ سوزانِ تو نیز از این زخم بزرگتر نباشد 4. در گرهِ دستانِ ما چیزی بود شبیهِ دو چشمِ متعجب شبیهِ نشانِ بینهایت حالا با دو چشمِ متعجب به ابدیتِ گسستۀ دستم نگاه میکنم مهر 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:52

درختِ نارنج در خیابان تنها ست نه گوشی که بشنود اش نه دستی که برگهایش را بنوازد نه سرپناهی در باد و باران نه پناهگاهی در هجومِ خزان عشق در خیابان تنها ست 14 مهر 1395

برچسب: شعر درخت نارنج, نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:52


بینظمی از تنبلی نیست؛ از کُندی ست.

15 مهر 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:52

پارسال سالِ صعودِ من بود. حالا امسال فرصتی پیش آمده که سقوط کنم. چرا نکنم؟ وقتی به چشمهایت و حرفهای راستی که ناخودآگاه گفتهای و از زیرِ زبانت دررفتهاند فکر میکنم، احساس میکنم فریب خوردهام. بعدش فوری میفهمم چقدر فریب خوردهای. فکر میکردم سرگرانی. حالا میدانم که سرگردان بودهای. حکایت آوردهاند که در دورانِ اتابک سعد زنگی، پادشاهِ خوبان گدایی میکرد. 15 مهر 1395

برچسب: نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:52

مثلِ شراب بیدلیلی و ساقیتر از آنی که محتاجِ دست باشی 17 مهر 1395

برچسب: ساقی شعر حافظ,ساقی شعر,ساقي شعر,شعر ساقی و میخانه,شعر ساقی هایده,شعر ساقی نامه,شعر ساقي ينمو تحت الجلد,شعر ساقی و,شعرکده ساقی,شعر ساقی امشب مثل هرشب, نویسنده: نیکان صادقی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 20:51

صفحه بندی